بيماري عشق
خيلي دوسش دارم فکرنکنيدعشق من ازروي هوس است نه به جان خودش قسم من عاشق محبت هاش مرامش باخدابودنش هستم ميدونيديه جورايي حس ميکنم مثل خودمه حرکاتش رفتارش همه چيزش نميدونم شايدمن لياقتشوندارم درسته اون ازهمه لحاظ سرترازمنه ولي خب دله چيکارش ميشه کرد؟به خداعاشقشم هرشب به يادش تاصبح بيدارم همه بهم ميگن مغرورم ولي به عشق اون غرورم راگذاشتم زيرپاوافتادم به پاش هرکاري حاظرم بکنم �
http://www.blogfa.com
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 1:40 توسط حسین
|